X
تبلیغات
درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران
وضعیت جهان و ایران در اواخر قرن نوزدهم و بررسی علل عقب ماندگی ایران
با سلام

اینجانب علیرضا کرمی دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی به شماره دانشجویی ۸۸۰۹۵۵۹۷۶ مطالب فصل دوم کتاب درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران آقایان محمدرحیم عیوضی و محمد جواد هراتی جهت ارائه به  آقای امیر حشمتی  استاد درس انقلاب اسلامی در این وبلاگ درج کرده و امیدوارم مورد فبول دوستان واقع شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:23  توسط علیرضاکرمی  | 

روشنفکری ایرانی، در بسترهای اجتماعی و حوادث سیاسی قرن 19 میلادی به گونه ای شکل یافته، که تحت هیچ شرایطی به ثمر ننشسته است. این حوادث و بسترهای سیاسی و اجتماعی شرایطی را فراهم آورد که نهال و بذر جوانه زده در محیط گلخانه ای فرهنگ غرب، عملا در ایران زمین نه تنها رشد نیافت بلکه در هر فصلی از فصل های تاریخی ایران خشکیده و پس از چندی نهال گلخانه ای دیگری از آن سوی مرزها در این زمین کاشته شده است، اما تاکنون نیز همان نتیجه پیشین به دست آمده. در حقیقت منورالفکری ایرانی، تصویری ماسونی و غرب زده می باشد که با روتوش و بازسازی فراوان هنوز که هنوز است. به ضرب و زور میخ و الوار، بر طاقچه پستوی فرهنگ و هنر ایرانی باقی مانده. آنچه در پیش می آید، گفتاری است در وارداتی بودن و یهودی زدگی روشنفکری در ایران!

این اولین پرسش اساسی بود که جامعه روشنفکر ایرانی پس از شکست های پی در پی از کشور روسیه، درصدد پاسخگویی برآمد. اگرچه روشنفکری ایرانی از بطن مشکلات داخلی شکل گرفته، اما محل تولد آن را باید در غرب جست و جو کرد.

آشنایی ما با غرب به دوره صفویه و حتی قبل از آن، به دوره آق قیونلوها باز می گردد. ما خواسته یا ناخواسته در مدار مسائل بین المللی قرار گرفته بودیم. ایران در دوره صفویه و افشاریه سرزمین با اهمیتی است و موقعیت ویژه ای در جهان دارد؛ یک قدرت جهانی است. بعد آهسته آهسته به یک قدرت منطقه ای تبدیل می شود و بعد هم درگیر مسائلی می شود که بسیار مهم است؛ موقعیت ممتاز کشور ما رنگ می بازد و نظام سیاسی مان به سمت ضعف پیش می رود.

دوره آقا محمدخان، مؤسس سلسله قاجاریه، شاهد یک تجدید حیات از لحاظ سیاسی در کشور هستیم که هم به شیعه بودن ایران و رسمیت یافتن تشیع در ایران تصریح می کند و هم این که آقامحمدخان سودای باز پس گیری مناطقی را دارد که سالیانی تحت عنوان ایران بود، اما به دلایلی از ایران جدا شده بود. این دوره، خیلی کوتاه است که بخشی از آن به دلیل رفتار آقا محمدخان است و بخشی دیگر به خاطر وضعیتی است که جهان و منطقه دارد. سرانجام آقا محمدخان در مسیر لشگرکشی به گرجستان از دنیا می رود. بعد نوبت به فتحعلی شاه می رسد که دوره ای بسیار حساس است؛ زمانی است که هندوستان مورد توجه انگلیسی ها قرا می گیرد؛ رقابتی جهانی بر سر هندوستان در می گیرد. شاید از بخت بد ما ایرانی ها بود که همسایه هندوستان بودیم و رفته رفته همسایه هند بریتانیا شدیم؛ یعنی انگلیسی ها در هندوستان همسایه ما می شوند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 20:26  توسط علیرضاکرمی  | 

از آن سفر فراوان فروغ و بی‌کران برکت مقام معظم رهبری به کردستان در بهار سال 1388 بود که راهی بزرگ و مهم در مسیر انقلاب و جامعه بازگشت. بیانات بهاری ایشان در آن بهار به یادماندنی افزون بر آن همه لطف و برکت، شور و امیدی که برای مردم خطة غیور کردستان داشت سرفصل جدیدی هم در بینش و روش مردم انقلابی ایران، به‌ویژه نخبگان متعهد و دلسوز ایجاد کرد و ذهن‌ها و قلب‌ها را متوجه رسالت بزرگی نمود که در این مرحله از انقلاب اسلامی، ضرورت حیاتی ایران و دنیای اسلام به شمار می‌آید. طراحی و تدوین الگویی اسلامی و ایرانی برای پیشرفت به وسیلۀ دانشمندان و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی رسالتی بزرگ است که در این مرحله از معماری انقلاب اسلامی می‌تواند ما را در شاهراه تحولات اساسی برای تغییر معادلات جهانی و منطقه‌ای قرار دهد، زمینة برآمدن تمدن اسلامی را فراهم کند و به چهارصد سلطه و دست‌اندازی تفکر مادی‌گرای غربی بر جغرافیای فرهنگی و تمدنی جهان پایان دهد. مقام معظم رهبری در آن سفر پربرکت توصیه‌ها و نکته‌های حکیمانه و دلسوزانه‌ای بیان فرمود که زمینة برگزاری اولین همایش ملی «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» در خردادماه سال 1389 گردید. این همایش، که تشکیل سلسله نشست‌های راهبردی در محضر مبارک رهبر معظم انقلاب را به دنبال داشت و باعث ایجاد موجی از اندیشه‌ها و ملاحظات راهبردی برای طراحی الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی گردید، در شش محور زیر برگزار شد: مفاهیم بنیادی، کلیات، مبانی، مقولات روش‌شناختی، ابعاد شاخص‌ها، تحقق الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت.
گزارش مختصری از این نخستین همایش، که دومین آن هم به زودی برگزار خواهد شد، در سطور زیر پیش‌روی گرامی شما قرار خواهد گرفت.
در همایش یک روزه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت که با حضور معاونین و مدیران ارشد دستگاه‌های فرهنگی و با مشارکت بیست و چهار مرکز علمی ـ تحقیقاتی معتبر برگزار شد دربارۀ ضرورت تدوین الگوی بومی و مباحث مربوط به آن تبادل نظر شد.
برگزاری چهار دوره کمیسیون تخصصی و ارائۀ مقالات برتر از سوی پژوهشگران و تجلیل از مقالات برتر از برنامه‌های این همایش بود.

تضاد در نظریه‌‌های ساخت غرب‌
رضا غلامی، رئیس شورای سیاست‌گذاری همایش الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در آغاز مراسم افتتاحیۀ همایش دربارۀ لزوم استفاده از الگوی اسلامی ایرانی سخنرانی کرد.
وی، با بیان اینکه در نظریۀ توسعۀ اسلامی دو مفروض اساسی وجود دارد، اظهار کرد: «مفروض اول این است که تئوری‌های غربی نه تنها با مشکل مشروعیت مواجه هستند، بلکه در سدۀ ‌اخیر با چالش شدید ناکارآمدی نیز روبه‌رو بوده‌اند». وی افزود: «عدم مشروعیت تئوری‌های غربی توسعه ناشی از تکیۀ تئوری بر جهان‌بینی‌هاست و تئوری توسعۀ غربی موجود متکی بر جهان‌بینی سکولار است که قطعاً این تئوری‌ها با توجه به تناقضات اساسی با جهان‌بینی اسلامی، برای جامعۀ مسلمانان کارآمد نیستند».
ایشان به بی‌عدالتی نهادینه‌شده در ساختار نظریه‌‌های غربی را یکی از ابعاد ناکارآمدی این نظریه‌‌ها معرفی کرد و اظهار نمود: «در حوزۀ سیاسی، دموکراسی لیبرال بازیچۀ لابی‌ها و گروه‌های ذی‌‌نفوذ و قدرتمند شده و آزادی واقعی بشر را تأمین نمی‌کند».
غلامی در تشریح مفروض دوم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت اظهار کرد: «اسلام دین زندۀ اجتماعی است و باید حضور تمام و کمالی را در تئوری توسعۀ اسلامی داشته باشد؛ کمااینکه با کمک گرفتن صحیح از قوۀ اجتهاد، به عنوان موتور محرکۀ این حرکت، می‌توان چنین کاری را سامان داد».
رئیس شورای سیاست‌گذاری همایش تصریح کرد: «برگزاری همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با حضور فعال چندصد استاد و محقق حوزوی و دانشگاهی لبیک به مقام معظم رهبری است و می‌تواند به منزلۀ پایان اندیشۀ سکولاریستی و نفوذ اندیشۀ اسلامی در دانشگاه‌ها تلقی شود». وی افزود: «رسیدن به الگوی اسلامی ایرانی توسعه گامی مهم در جهت حفظ سیرت انقلاب و پاسداشت خون شهداست و شروع این حرکت هرچند دیر، می‌تواند به عنوان نشانۀ بلوغ نیروهای انقلابی تلقی شود».
غلامی در ادامه با تأکید بر اینکه یا نباید در این مسیر پا می‌گذاشتیم یا اگر گذاشتیم نمی‌توانیم عقب‌نشینی کنیم، گفت: «جمع کثیری از نیروهای انقلابی حوزه و دانشگاه عهد کرده‌اند که تحت هیچ شرایطی و تحت هیچ فشاری از این راه کناره نگیرند».
پس از غلامی آیت‌الله محمدعلی تسخیری، از اعضا هیئت رئیسه بخش صبح همایش، در این زمینه سخنرانی کرد. ایشان گفت: «با توجه به این الگوها می‌توانیم از جنبۀ اقتصادی به جامعه‌ای تکامل‌یافته و از جنبۀ جامعۀ پیشرفتۀ معنوی، به جامعۀ قرآنی برسیم».
وی ادامه داد: «جامعه‌ای که تقوا، صبر، پیشرفت، بلندنظری و تمام صفاتی را که قرآن برای جامعۀ اسلامی قائل است داشته باشد، یک جامعۀ منطقی است که الگوی نهایی خیر را به دست خواهد آورد».
آیت‌الله تسخیری، با اشاره به نامۀ امیرالمومنین به محمد بن ابی‌بکر، گفت: «جامعۀ منطقی جامعه‌ای است که هم خیر و هم شر آن مشخص باشد». رئیس مجمع تقریب مذاهب اسلامی افزود: «چنین جامعه‌ای در جهت پیشرفت‌های معنوی به چنان مقامی خواهد رسید که به هیچ وجه اهل دنیا به آن نخواهند رسید».
معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، که در این مراسم حضور یافته بود، با تأکید بر اینکه سیاست‌های کلی نظام بر این محور است که آینده از آن تمدن اسلامی است. گفت: «رشد و کمال انسان در شناخت دقیق انسان است و چهرۀ‌ دقیق انسان در جهان بینی توحیدی نمایان می‌شود». وی اظهار امیدواری کرد که شوراهای علمی و فرهنگی بتوانند کشور را به نقطه‌ای افتخارآمیز براساس الگوی اسلامی ایرانی برسانند و ایرانی پویا و پایدار بر پایۀ‌ امامت و ولایت، که بتواند افتخاری برای اسلام باشد، خلق کنند.
در بخش اختتامیه همایش عطاء‌الله رفیعی آتانی، دبیر همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سخنرانی کرد.
وی گفت: «این همایش با هدف تجمع و گردهمایی پژوهشگران این بخش، تبادل نظر اولیه و جمع‌بندی در فاصلۀ زمانی کوتاه در خصوص الگوی اسلامی ایرانی برگزار شد».
وی، با بیان اینکه این همایش دارای ظرفیت بسیار خوب علمی است، افزود: «گام بعدی توسعه، رسیدن به یک الگوی جدید مطابق با ظرفیت و نیازهای کشور است».

مبانی متافیزیک پیشرفت
در بخش پایانی همایش نیز رئیس مجلس شورای اسلامی، علی لاریجانی، گفت: «باید برای رشد و توسعه در جامعه رقابت ایجاد شود و مدیریت جامعه باید طوری باشد که فضای رقابت به سایر شئون لطمه نزند. بدون عدالت رشد و ترقی حاصل نمی‌شود و در عرصۀ سیاست هم با مشارکت همگان، جامعه به سمت عدالت سوق پیدا می‌کند».
ایشان تصریح کرد: «در کشور ما از نظر مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی عموم مردم نسبت به آثار این موضوع شناخت دارند، اما باید هر چه بهتر و بیشتر با آن مواجه شوند و این وظیفۀ نخبگان است که این موضوع را فراگیر کنند».
لاریجانی به این موضوع اشاره کرد که عموم مردم آثار عدالت و بی‌عدالتی را در جامعه می‌بینند و به‌ویژه در زمینۀ بعضی بی‌عدالتی‌های موجود در جامعه چنین انتقاد می‌کنند که این چه جامعۀ اسلامی است که بی‌عدالتی در آن به چشم می‌خورد و سپس افزود: «باید تلاش کرد این موضوع تا جایی که امکان دارد فراگیر شود و تا عمق جامعه پیش برود، این موضوع از بحث اقتصادی آغاز شد که چگونه جامعه می‌تواند از نظر اقتصادی پیشرفت کند که با سایر وجوه همه را در برگیرد و به تدریج سایر وجوه نیز به آن اضافه شود». وی تصریح کرد: «هر تعریفی که از این موضوع ارائه دهیم یک فرآیندی برای پیشرفت کشور در موضوع توسعه است که آیا در کشور، رفاه مردم در آن نهفته است یا خیر؟ و ملازمۀ این بحث این است که جامعه باید ترقی کند. به طور کلی مفهوم توسعه از بنیادهای فلسفی است و در خلأ رشد نکرده و ممکن است برخی مولفه‌های آن از جنس تشریحی باشد، ولی مولفه‌های مهمی دارد که بر مبنای متافیزیکی قرار گرفته است. درواقع توسعه در کشورهای پیشرفته همراه با مبانی متافیزیکی است و این نکته‌ای اساسی است که در زادگاه این مفهوم، یک نگاه خاص نسبت به خدا، ولی خدا، و دین وجود داشته، رشد کرده و توسعه یافته است و در آن تردیدی نیست».

هندسۀ معرفتی دین و دنیا
برگزارکنندگان همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در بیانیۀ پایانی خود، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را از اسناد مهم «بالادستی» و «درازمدت کشور» دانستند که پس از تدوین و نهایی شدن بر بسیاری از تصمیمات کلان کشور حاکم خواهد شد، به همین سبب باید در تدوین آن «قانون اساسی» و دیدگاه‌های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری ملاک اصلی قرار گیرد. در آغاز این بیانیه آمده است: «انقلاب اسلامی، که هندسۀ فکری و معرفتی خود را بر پیوستگی ‘دین و دنیا’، توأمانی ‘عقل و وحی’، یکپارچگی ‘ایمان، علم و عمل’ و درهم‌تنیدگی ‘دین و سیاست’ و ‘فرد و اجتماع’ استوار کرده است، از آغاز، در چالش با بنیادها و مظاهر فکری و سیاسی گفتمان‌هایی قرار گرفت که ‘بسیط‌وار’ و ‘توهم‌گونه’ دقایق گفتمانی خود را بر جدایی دنیا از دین، عقلانیت از وحی و تفکیک علم و عمل از ایمان، دیانت از سیاست و فرد از جامعه پایه‌ریزی کرده بودند و در عمل و نظر بر آن پای می‌فشردند».
در پایان این بیانیه تأکید شده است: «فقدان الگوی پیشرفت در برخی ادوار مدیریتی کشور، آسیب اصلی خود را به ‘سیرت’ انقلاب وارد کرده است. بر همین اساس، تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و حرکت بر اساس آن یکی از مهم‌ترین اقدامات در جهت صیانت از ‘سیرت’ انقلاب است. بنابراین، احساس مسئولیت نخبگان و دانشوران کشور، خصوصاً معتقدان به گفتمان انقلاب اسلامی، که از چنین ضرورتی برخاسته شده باشد، مهم‌ترین تضمین برای تدوین الگوی پیشرفت کشور مطابق با گفتمان انقلاب اسلامی است».
در مراسم پایانی همایش از مقالات برتر و سازمان‌های علمی برگزیده تقدیر شد.
مقالۀ سیاوش نادری فارسانی با رویکرد «نقد روش‌شناختی الگوهای توسعه» رتبۀ نخست را کسب کرد و مقالۀ «تبیین جوهره و بنیان الگوهای پیشرفت و تبیین ارتباط آن با رویکردهای اجتماعی با تأکید بر الگوی اسلامی پیشرفت» نوشتۀ محسن لبخندق نیز رتبۀ دوم را به دست آورد. مقالۀ روح‌الله ابوجعفری با رویکرد «تبیین اهداف نظام اقتصادی بر اساس رویکردهای فراسیستمی» و مقالۀ دکتر عباس موسویان با عنوان «طراحی مدل عملیاتی بانکداری اسلامی؛ سازگار با الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» به ترتیب رتبه‌های سوم و چهارم را کسب کردند. رتبۀ پنجم نیز به مقالۀ «توسعه تکلیف‌گرا، رویکردی بر توسعه بر مبنای نظریۀ اخلاق هنجاری اسلام» نوشتۀ علی نعمتی تعلق گرفت. در بخش آثار در خور تقدیر، از مقالۀ «جوهر و بنیان الگوی پیشرفت و تبیین ارتباط آن با رویکردهای اجتماعی با تأکید بر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» نوشتۀ هادی خان‌محمدی و محمدمهدی کشاورزیان تقدیر شد. دانشگاه امام صادق(ع) نیز در مراسم پایانی همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سازمان علمی برگزیده معرفی شد.

تأسیس دبیرخانۀ دائمی
برگزارکنندگان همایش، به نمایندگی از بخش مهمی از جامعۀ نخبگان وفادار به گفتمان انقلاب اسلامی، ضمن ایجاد دبیرخانه‌‌ای دائمی برای همایش، قصد دارند موضوع تدوین و اجرایی شدن الگوی بومی توسعه را تا دستیابی به نتیجۀ نهایی، از نهادهای مرجع مطالبه کنند و به دستگاه‌های مربوط در تدوین و اجرایی کردن الگو کمک مؤثر نمایند.
با توجه به استقبال پژوهشگران مستعد و جوان حوزه و دانشگاه از همایش ملی «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» و نیز لزوم ضرورت استمرار این حرکت تا تحقق کامل انتظارات رهبر معظم انقلاب، بنیاد پژوهش‌های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأسیس شد. شورای سیاست‌گذاری همایش، ضمن بحث و بررسی دربارۀ ضرورت‌ها و چگونگی پیشبرد این حرکت، طرح راه‌اندازی «بنیاد پژوهش‌های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» را تصویب کرد. در این بنیاد بیش از سی مرکز علمی تحقیقی مشهور کشور عضویت دارند و چهار هدف اصلی مدنظر خواهد بود‌: 1. شناسایی نیروهای صاحب‌نظر و خبره در این عرصه؛ 2. طراحی و اجرای هدفمند پژوهش‌های مرتبط با الگوی بومی توسعه و برگزاری مستمر همایش ملی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت؛ 3. تدوین و پیشنهاد پیش‌نویس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به مراجع مربوط؛ 4. کمک کارشناسی به دولت در زمینۀ اجرایی شدن الگو.

همایش آتی
پیرو برگزاری موفق نخستین همایش ملی «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» در 2 خردادماه 1389، دومین همایش با همین موضوع و با هدف زمینه‌سازی علمی برای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برگزار می‌شود. در این همایش، که با مشارکت بسیاری از مراکز علمی و پژوهشی کشور برگزار خواهد شد، محورهای موضوعی مشخصی برای ارائۀ مقاله تعیین شده است. شایان ذکر است در صورت تأیید چکیدۀ مقاله از سوی کمیتۀ علمی، بابت نگارش مقاله براساس قرارداد حق‌الزحمۀ مناسبی در دو مرحله (بعد از امضای قرارداد و پس از تحویل و تأیید مقاله) پرداخت می‌شود. در ضمن همچون همایش نخست، به صاحبان هشت مقالۀ برتر همایش جوایز نفیسی اعطا خواهد شد.
محورهای همایش عبارت‌اند از: مفهوم‌شناسی، نقد نظریه‌های غربی عدالت، نقد نظریۀ مارکسیستی عدالت، عدالت در تاریخ فرهنگ و اندیشۀ اسلامی (نظریه و عمل)، روش‌شناسی نظریه‌پردازی دربارۀ عدالت، ابعاد عدالت، تحقق عدالت، شاخص‌های اندازه‌گیری عدالت، عدالت و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت.

این مطلب برگرفته شده از سایت باشگاه اندیشه و با تشکر از خانم سیمین فرجی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390ساعت 19:29  توسط علیرضاکرمی  | 

الف-نگاهی به وضعیت جهان در قرن نوزدهم

نخستین نکته در خور بررسی در قرن نوزدهم انقلاب صنعتی و پیشرفت های تکنولوژی در اروپاست. این پیشرفت ها زمینه ای رشد برای ایجاد منطقه نفوذ در کشورهای دیگر و ادامه سیاست های استعماری.موضوع دیگری که در این زمان روی داد، ضعف و انحلال امپراتوری عثمانی است که تأثیر بسیاری بر دنیای اسلام گذارد.

1.پیشرفت فناوری و نیاز اروپا به منطقه نفوذ و ادامه سیاست استعماری

اروپای قرن نوزدهم که تحت تأثیر شرایط انقلاب صنعتی قرار داشت، به پیشرفت های فراوانی در زمینه فناوری رسیده بود. انقلاب صنعتی، دگرگونی های بزرگ درصنعت، کشاورزی، تولید و حمل ونقل بود که در نیمه قرن هجدهم از انگلستان آغاز شد و پیامدهای اجتماعی- سیاسی به دنبال داشت آن گونه که طی یک قرن و نیم به تدریج چهره شهرهای اروپایی و آمریکا را دگرگون کرد.در نیمه قرن هجدهم به ویژه  در انگلستان کارخانه های صنعتی ایجاد و بر شمار آنها افزوده شد. این کارخانه ها که بیشتر متکی به نیروی ماشین بود، برای فروش تولیدات خود نیازمند بازار و همچنین برای تولید نیازمند مواد خامی بود که می باید از دیگر کشورها و به خصوص خاورمیانه تأمین می شد. بنابراین اروپای قرن نوزدهم به دنبال منطقه نفوذی برای خود بود. البته باید در نظر داشت یکی از عواملی که زمینه ساز انقلاب صنعتی شد، استعمار کلاسیک بود.

منابع نفتی خاورمیانه ابتدا توجه قدرت های استعماری نظیر انگلستان و سپس آمریکا و آلمان را به خود جلب کرد تا جایی که در اوایل قرن بیستم نفت این منطقه بین شرکت های انگلیسی و آمریکایی تقسیم شد و در این میان موقعیت جغرافیایی ایران به گونه ای بود که به جولانگاه قدرت های بزرگ بدل گردید.انگلستان برای حضور مستمر در منطقه خاورمیانه به طور کلی دو هدف سیاسی و اقتصادی را دنبال می کرد. بی تردید قرن نوزده میلادی دوران اوج اقتدار امپراتوری استعماری انگلیس، فرانسه و روسیه بود بدین بیان که انگلستان شیه قاره هند شامل بنگلادش، هند و پاکستان امروزی را در اشغال خود داشت و به افغانستان نیز دست اندازی می کرد و از سویی فرانسه نیز به شمال آفریقا- از مصر تا مراکش و الجزایر- چشم طمع دوخته و کشوری چون الجزایر را اشغال کرده بود و از دیگر سو روس ها نیز ایران و آسیای مرکزی را نشانه رفته بودند و می کوشیدند تا از طریق ایران و افغانستان به هند و آب های گرم خلیج فارس دست یابند. البته استعمارکران که به دنبال اشغال و استثمار ممالک شرقی و اسلامی بودند، بدیهی است که با مقاومت مردم نیز روبه رو بودند. این کشورها در استعمار خود از روش ها مختلفی بهره می بردند که از آن جمله می توان به تلاش برای تغییر در فرهنگ، ارزش ها و اعتقادات مردم در کشورهای تحت سلطه اشاره نمود.

2-تحولات سیاسی و ضعف کشورهای اسلامی در برابر غرب

جهان در قرن نوزدهم با تحولات سیاسی در داخل کشورها و همچنین دگرگونی های عمیقی در نظام بین الملل نیز روبه رو بود. برخی کشورها تحت تأثیر انقلاب فرانسه به جنبش های خود در راستای تغییرات سیاسی ادامه می دادند و بدین ترتیب ظهور جنبش های مشروطه خواهی به عنوان نماد تغییر در ساختار سیاسی کشورهای جهان از مهم ترین مسائل سیاسی در جهان به شمار می رفت. از سوی دیگر بر اثر عوامل داخلی و خارجی در اواخر قرن نوزدهم امپراتوری عثمانی تضعیف و سرانجام در جنگ انجهانی اول محکوم به زوال شد امری که بر تحولات سیاسی در جهان اسلام تأثیری به غایت داشت.

دولت عثمانی بزرگ ترین و پهناورترین دولت اسلامی پس از فروپاشی خلافت عباسی شناخته می شد. این دولت در سده های سیزدهم و چهاردهم میلادی در سرزمین آناتولی ظهور کرد و در قاره اروپاگسترش چشمگیر یافت. این دولت در اوایل نیمه دوم سده پانزدهم با فتح قسطنطنیه در مقام تنها وارث امپراتوری روم شرقی(بیزانس) جای گرفت و در پایان سده پانزدهم به اوج اقتدار و شکوه خود رسید. امپراتوری عثمانی که کشور پهناوری بود بر اثر عوامل مختلف داخلی و خارجی به ضعف گرایید و در جنگ های بیرونی سرانجام تجزیه شد. بدین ترتیب با فروپاشی امپراتوری عثمانی جهان اسلام بیش از بیش در برابر غرب و اروپاییان تضعیف گردید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:21  توسط علیرضاکرمی  | 

ب-وضعیت ایران در قرن نوزدهم

1-ساختار اجتماعی و قدرت سیاسی در ایران

جدا از نگاه خاص صفویه به مذهب شیعه و ساختار قدرت سیاسی حاکمان آن، از نظر تاریخی در دوران صفویه برای نخستین بار هویت ایرانی در قالب مذهب تشیع احیا گردید و بدین سان دولتی مستقل و شیعی بر ایران حاکم شد.با فروپاشی نظام صفوی، سلسله ای از حکومت ها که حاصل رقابت و منازعات قبیله ای بودند، مدتی کوتاه در ایران حکومت کردند، تا اینکه در سال های پایانی سده هجدهم ایل قاجار توانست با سرکوبی نسبی دیگر ایلات و قبایل حاکمیت خاندان قاجار را مستقر سازد.

مهم ترین ویژگی دولت های قاجار عبارت بود از سلطنت مطلقه و فردمحوری، بدین بیان که شاه به عنوان ظل الله در همه امور مردم دخالت و اعمال قدرت می نمود. هیچ نوع قانونی که قدرت شاه را محدود کند، وجود نداشت بلکه قانون همان رأی شاه بود که هرلحظه امکان داشت تغییر یابد. بنابراین ساختار سیاسی قاجاریه مبتنی بر ((سلطنت مطلقه)) بود.الگوی دیوان سالاری در این نظام بر اساس سلسله بود که به شخص شاه منتهی می گردید. نخبگان حاکم از دو گروه اصلی تشکیل می یافتند: اشراف یا شاهزادگان و عمال دولت یا مستوفیان. اشراف به دو طریق به قدرت می رسیدند: از راه خرید یا بهره برداری از زمین و نیز از راه خریدن حکومت شهرها و ولایات. بدین ترتیب اغلب حکام ایالات و ولایات از این افراد انتخاب می شدند. شاهان قاجار در ازای واگذار نمودن حکومت هر ایالت مبلغی را به عنوان((پیشکش)) دریافت می نمودند که در حقیقت سرقفلی و اجاره بهای آن منطقه به شمار می رفت.

عدم تفکیک قوا و تجمع آنها در وجود پادشاه و نبود امنیت اجتماعی سبب می شد شخص شاه حتی در مورد جزئی ترین مسائل تصمیم گیری کند. ریش های ساختاری و تاریخی و رسمیت نیافتن حقوق فردی و شهروندی از مهم ترین عوامل شکل نگرفتن تشکیلات قوی و با نفوذ قضایی و دادگستری در ایران قرن نوزدهم است. خلاصه آنکه نظام از حیث ساختار قدرت، نوعی حکومت ملوک الطوایفی(متمایل به تمرکز) بود و از حیث شیوه های اعمال قدرت نیز حکومت استبدادی. وضعیت اجتماعی ایران در سده نوزدهم بر اساس شاخص های دیگر نیز وضعیت مطلوبی نداشت. اگر سواد را شاخص در نظر بگیریم، شمار باسوادان کمتر از پنج درصد جمعیت شهرنشین بود. در شروع قرن نوزدهم هیچ مدرسه جدیدی در ایران وجود نداشت و در پایان آن نیز تنها بیست مدرسه جدید و یک دبیرستان احداث شده بود. در زمینه امنیت اجتماعی نیز همه مردم ایران در مقابل قدرت عریان برابر بودند و زندگی و دارایی آنها تابع اراده داوری یگانه و برتر، یعنی شاه بود.مسئولان اداری کشور نیز از سواد و دانش برخوردار نبودند

2-وضعیت اقتصادی ایران

نهادهای اقتصادی و مالی ایران در قرن نوزدهم نیز همانند دیگر نهادهای اجتماعی،سیاسی،اداری، و آموزشی وضعیت در خوری نداشتند.با توجه به دو شاخص میزان درآمد و وضع معیشت، بیشتر مردم ایران فقیر بودند و برای گذران زندگی خود با مشکلات بسیاری روبه رو بودند. از نظر اقتصادی جامعه ایران در دوره قاجار در وضعیت بدی به سر می برد. فقر و تنگدستی مردم در این دوره به حدی بود که گاه موجب به وجود آمدن شورش های ناشی از کمیابی نان می گردید که به صورت ادواری گاه بر اثر خشکسالی بروز می کرد و گاه نیز بر اثر  احتکار ساختگی غله. به طور کلی رویکرد و گرایش کلی اقتصاد ایران در قرن نوزدهم در جهت گسترش تجارت، تورم، کاهش ارزش داخلی و خارجی((واحد پول ملی)) و ارتباط فزاینده با کشورهای اروپایی بوده است.سیاست های اقتصادی حکومت بر پایه تسلیم در برابر تحمیلات خارجی و روحیه سوءاستفاده از وضعیت و سودجویی آنی سران حکومت بود سیاست هایی که بی گمان آثار نامطلوب سیاسی را تشدید می نمود.خلاصه اینکه اقتصاد ایران در قرن نوزدهم با توجه با شاخصه های کشاورزی و صنعتی،اقتصادی معیشتی بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:20  توسط علیرضاکرمی  | 

ج-روابط ایران و غرب و بررسی علل عقب ماندگی ایران

از نظر سیاست خارجی دولت قاجار در وضعیت اسفناکی بود، بدین بیان که قاجارها مجبور بودند همواره به دیگر کشورهای قدرتمند آن زمان نظیر روسیه و انگلستان امتیاز دهند. این امتیازدهی بی شک از سقوط قاجاریه جلوگیری می نمود و در حفظ و اسقرار نظام موثر می افتاد. به سخن دیگر در قرن نوزدهم شکست های نظامی پی در پی ایران از روسیه و انگلستان دولت قاجار را واداشت تا به منظور حفظ ثبات خود امتیازهای اقتصادی و تجاری زیادی را به این کشورها اعطا کند و وضعیت کشور را به شکلی((نیمه استعماری)) بدل سازد. از سوی دیگر در این دوران ارتباط ایران با دیگر کشورها گسترش یافت. صدها تن از بازرگانان، دیپلمات ها، سیاحان،دانشجویان،اشراف و درباریان برای نخستین بار به اروپا سفر کردند و از نزدیک با فرهنگ و تمدن نوین اروپا آشنا شدند. افزون بر آنان،هزاران ایرانی از مناطق مختلف کشور از جمله آذربایجان،گیلان،فارس و بوشهر برای یافتن کار و بهبود شرایط زندگی شان به مناطق و کشورهایی همچون روسیه، قفقاز،هندوستان و امپراتوری عثمانی مهاجرت کردند.

از این سو نیز با گسترش روابط سیاسی و اقتصادی ایران با جهان خارج، بازرگانان،دیپلمات ها و سیاحان اروپایی وارد ایران شدند و بدین ترتیب ارتباط نزدیکی بین ایرانیان و خارجیان بر قرار شد. در نتیجه این تحولات، مفاهیم تازه ای چون ترقی، قانون، احزاب و مطبوعات در ذهن ایرانیان راه یافت.موضوع مهمی که در این دوران تأثیرات فکری بسیاری بر ایرانیان نهاد و ایرانیان را به فکر فرو برد، جنگ های ایران و روس و شکست ایران از روسیه بود، امری که موجب شد پرسشی عمیق در ذهن ایرانیان شکل گیرد که چرا ما عقب مانده ایم و غرب ترقی کرد؟ بدین سان از این دوران به بعد دیدگاه های مختلفی برای پاسخ به این سئوال مطرح گردید تا شاید ایران از این وضعیت بیرون آید. اصولا" برخی از این دیدگاه ها بر مبنای استفاده از تجربه غرب برای رسیدن به پیشرفت بود و پاره ای دیگر نیز بر پایه استفاده از داشته های درونی و فرهنگ و تمدن خودی. به طور کلی دیدگاهی که استفاده از الگوهای غربی را در نظر داشت، بر مبانی فلسفی آن نیز تأکید بسیار می ورزید. بنابراین یکی از این الگوها را می توان الگوی ترقی نامید. اما دیدگاهی دیگر که رسیدن به پیشرفت را متناسب با دیدگاه های اعتقادی و فرهنگ بومی می دانست، می توان آن را الگوی تعالی خواند. بنابراین تحولات ایران و شکل گیری انقلاب اسلامی و مسائل پس از آن را می توان در قالب منازعه دو الگوی ترقی و تعالی مورد واکاوی قرار داد که بدانها می پردازیم.

1.الگوی ترقی

با مطرح شدن پرسش از علل عقب ماندگی ایران و تلاش برای پیشرفت آن، برخی روشنفکران با مشاهده پیشرفت اروپاییان در حیرت و سرگشتگی فرو رفتند و بدین رو در پی آن نظریاتی را به دست دادند که نتیجه آن، حرکت به سوی زندگی غربی بود. بدین ترتیب اینان ترقی غربی را برای ایرانیان ضروری دانستند و گفتمان مدرنیته به ویژه در بعد سیاسی و فرهنگی از این پس در ایران به عنوان نسخه درمان بخش مطرح شد، تا بدانجا که پاره ای از روشنفکران در جهت الگوی ترقی حاضر شدند حتی در مقدسات خود را نادیده انگارند. این نگره راه علاج را تنها مراجعه به علم غربی می دانست، که معتقدان به آن نیز می گفتند که باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شد. در این دیدگاه، سنت و به خصوص دین در تعارض با مدرنیته قرار داشت، یا به بیانی در خدمت آن بود. این تعارض در افکار روشنفکران دوران مشروطه به شکل سنت گریزی و دفاع از مدرنیته مشاهده پذیر است. افرادی نظیر آخوندزاده، میرزاآقانی کرمانی، ملکم خان، تقی زاده و طالب اوف از این دسته اند.

2.الگوی تعالی         

معتقدان به الگوی تعالی بر آن بودند که نسخه برون رفت از وضعیت عقب ماندگی باید مبنای داخلی و بومی داشته باشد و مبتنی بر مختصات هویت ایرانی اسلامی تدوین گردد. از جمله پیش زمینه های این الگو آن بود که پس از پیدایش اسلام و شکل گیری نخستین آن مسلمانان در کوتاه مدت توانستند بسیاری از سرزمین ها را تصرف کنند و سپس درپی آشنایی با علوم مختلف آنها به تمدنی شکوفا دست یابند، آن گونه که می توان آموزه های علمی و فرهنگی،ملک داری و تأسیسات تمدنی مسلمانان را در قرون متمادی بی نظیر دانست، به ویژه قرن چهارم هجری که به ((عصر طلایی)) شهرت دارد. اما این تمدن پس از چندی روبه ضعف نهاد و مسلمانان در برابر اروپاییان تضعیف شدند. بنابراین علت عقب ماندگی مسلمانان بی گمان در فرهنگ بومی نبود، بلکه به عکس باید آن را در فاصله گرفتن از فرهنگ بومی و دینی جستجو کرد.در این الگو بر خلاف الگوی ترقی، رسیدن به پیشرفت و تعالی تنها در سایه دلبستگی به فرهنگ خودی(اسلام) و جلوگیری از تسلط بیگانگان میسر است، الگویی که بی شک به دنبال استقلال طلبی و هویت خواهی شکل خواهد گرفت.از سویی این الگو در پی احیای تمدن اسلامی بود که جهان اسلام را چندین قرن به عنوان پیشرفته ترین تمدن در جهان معرفی کرد. بر این اساس متفکران اسلامی معاصر موضوع احیای این تمدن را به عنوان راهی برای نجات مسلمانان و رسیدن به عزت و افتخار مجدد، ترسیم نمودند. این الگو با جنگ های ایران و روس در دوران معاصر آغاز شد و در مقاطع تاریخی مختلف سیر تکاملی خود را طی کرد، تا اینکه در انقلاب اسلامی به اوج خود رسید که بی تردید نوعی واکنش به حاکمیت الگوی ترقی نیز به شمار می رفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت 20:19  توسط علیرضاکرمی  |